شهزاده ای زرین کمر
نشسته بر اسب سفید
میومد از کوه و کمر
میرفت و آتش به دلم میزد نگاهش
میرفت و آتش به دلم میزد نگاهش
کاشکی دلم رسوا بشه دریا بشه این دو چشم پر آبم
روزی که بختم وابشه پیدا بشه اون که اومد تو خوابم
شهزاده رویای من شاید تویی اونکس که شب در خواب من
آید تویی تو
از خواب شیرین ناگه پریدم او را ندیدم دیگر کنارم بخداااا
جانم رسیده از غصه بر لب هر روز و هر شب در انتظارم بخداا
دیدم تو خواب وقت سحر شهزاده ای زرین کمر
نشسته بر اسب سفید
میومد از کوه و کمر
رفت و آتیش به دلم میزد نگاهش...
باشد ...
مرا قولیست با جانان که جانان جان من
باشد...
حالا حسکردم برای موندن باید رفت...رفت تا جای خالی حس بشه شاید واسه اون جای من خالی نباشه...اما...اما جای اون همیشه واسم خالیه...
غربت را نباید در شهری غریب یا در گم شدن لحظه های آشنا جست و جو کرد هر وقت عزیزت نگاهش را به دیگری تعارف کرد...تو غریبی...غریب
شنیدم سیبی که از درخت دل میکنه,زودتر سقوط میکنه...اما من مثل سیب نیستم...با دل کندن از تو میخوام پرواز کنم...
باید برم...
تا نگاه میکنی وقت رفتن است...!
باز هم همان حکایت همیشگی....!
پیش از آنکه با خبر شوی
لحظه عزیمت تو ناگزیر میشود...!
آی...آی دریغ و حسرت همیشگی...!
ناگهان چه قدر زود دیر میشود....!!!
مثه باد که نوره کبریت خاموش میکنه,و شعله های آتش و شعله ورتر میکنه...
دل آدمیزاد عجیب گاهی میگیره ,کاش میشد از روزای خوب اونقدر شادی گرفت که روزای دلتنگیمون رو با همونا بگذرونیم...
کاش میشد آدمیزاد هر موقع که دلش میخواشت خاطره هاش زنده میکرد...
کاش هر وقت که دلش میخواست آدم ها رو از خاطره هاش بیرون میکشید...
کاش میشد راحت گریه کرد...بلند بلند....
کاش میشد کسی نباشه که دلش برات بسوزه ...خودت باشی و خودت....
چقدر دلم میخواست چند روزی تنها بودم تنهای تنها...
پشتم میلرزه از نداشتنت,دونه های اشک گونه هام خیس کرده اما مجبورم لبخند بزنم تا نفهمی که هنوزم دوستت دارم
روزي خواهم خريدش
روزي پول قلك دلم را خرج دل كبوتري خواهم كرد
گرچه آن كبوتر پرواز ميكند از روي دستان چشمانم به آسمان!
به آن دورها
باز من و تنهايي غريب
باز آن گريه هاي بي دليل
باز كبوتري ديگر با غم كبوتر قديم .
باز فراموشي!!!
باز دست در دست ياران جديد
و چشم به دنبال همان يار قديم. f.tahoneie a.s
مهم نیست تنهایی
تنها به مهتاب نگاه کن
او نگاهمان را به هم پيوند ميزند...
a.s
ama kheili vahshatnake hadeaghal vase man
mani k kochektarin sakhti nakeshidam!!!!!!!!hala intor dargir besham
daram daem say mikonam b in fek konam k:
bar labe joy neshino gozare omr bebin
ama mese inke nemishe
tahamolam tagh shode
baiad dido del nabast
chera k dir ya zod baiad gozashto gozasht...!!
mitavan kase in tar shekast..
mitavan farman dad:
han ey table gerabn
zin pas khamosh beman
b chakavak ama
natavan goft makhan!!
f.moshiry